سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
238
طب در دوره صفويه ( فارسى )
از جواهر در زير چادر به موهاى خود مىزدند . وجود مو در هر جاى بدن جز روى سر زيبنده نبود و به اين دليل براى زائل كردن موهاى زير بغل ، موهاى اطراف فرج و هر جاى ديگر بدن وسيعا از مواد موزدا استفاده مىكردند . حكيم محمد در كتاب ذخيرهء كاملهء خود كه آن را در اواخر قرن يازدهم هجرى قمرى نوشته است يك باب كامل را به مواد موزدا و درمان سوختگىهاى احتمالى ناشى از استفاده ناشيانه از آنها اختصاص داده است . او معتقد است كه اين مواد را بايد هر دو هفته يك بار به كار برد . مادهء اصلى انواع موزداها آهك بود كه قدرى هم زرنيخ به آن اضافه مىكردند . حكيم محمدى مىنويسد اگر استفاده ناشيانه از اين ماده موجب سوختگى فرج بشود سوختگى آن بايد با مرهمى از گرد سرمه و جوز كلاغ كاج درمان بشود ماده موزدا را در آن ايام نوره مىناميدند و توليد و فروش آن زمانى به قدرى اهميت داشت كه ماليات نسبتا سنگينى بر آن وضع كرده بودند و دولتهاى محلى از اين بابت درآمد كلانى نصيبشان مىشد . حتى پس از مرگ نيز تفاوتهاى بين زن و مرد از بين نمىرفت . در مورد مرد ها بهترين لباسهاى وى را به تنش مىكردند و سپس او را در تابوتى گذارده روى آن را با شال عمارى مىپوشاندند و به گورستان حمل مىكردند اما جنازه زن را در كفن مىپيچيدند و به جاى شال عمارى يك قطعه پارچه سفيد روى تابوت وى مىانداختند . در مورد فحشاء دورهء صفويه نيز بايد مطالبى گفته شود . على الاصول امكان اختيار چند زن و نامحدود بودن تعداد صيغهها مىبايست فحشاء را يك كار غير ضرورى و بىنتيجه مىكرد درحالىكه در عمل اينچنين نبود و مرد ايرانى آن زمان از هر دو دنيا نهايت استفاده را مىبرد . او نه تنها از امكانات مذهبى براى گرفتن چندين زن عقدى و صيغه حد اكثر استفاده را به عمل مىآورد بلكه تتمه اشتهاى فناناپذير خود را با زنهاى خارج از خانه فرو مىنشاند . در دورهء صفويه چراغانى ، آتشبازى ، شعبدهبازى ، رقص ، آواز و موسيقى از كارهاى روزمرهء همه مردم از هر صنف و طبقهاى محسوب مىگشت علاوه بر اين در تمام ميهمانىهائى كه توسط شاه ، اعيان و اشراف داده مىشد عدهاى از دختران رقاص شركت مىجستند . اين دختران را به خاطر زيبائىرو و خوشى صدا انتخاب مىكردند و لازم به گفتن نيست كه در حرفهء خود از گرانترين زنها محسوب مىگشتند . شاه صفى دوم ( كه شاه سليمان نيز ناميده مىشود ) كه به داشتن زنان متعدد در حرمسراى خويش شهره است از نظر رقاصان و نوازندگان دربار خود نيز از شهرت خاصى برخوردار مىباشد . مىگويند در مراسم نوروز او هريك از اطرافيان خويش را كه به زن ايشان نظر داشت مجبور مىكرد تا همراه با زن خود در مراسم شركت كند و سپس او را تصاحب مىكرد . فواحش مىبايست براى كار خود جواز مىگرفتند و اين جواز را هر سال تجديد مىنمودند . وجهى كه بابت دريافت اين جواز پرداخت مىشد قسط نام داشت و وجوه حاصل از آن كه كم هم نبود به خزانه سلطنتى واريز مىگرديد . فرير مىنويسد كه در زمان او تنها در اصفهان چهل هزار زن فاحشه وجود داشت كه بالطبع بسيارى از ايشان رقاصان بودند .